تمومه دیگه بهحول و قوه خدا، امروز هم یه قلم اشکال گرفتن و تصحیح شد، به آقای فلانکی پیام دادم و گفتم برام امضا ها رو بگیره، نمیدونستم دقیقا چطور بهش پیام بدم بگم و با چه ادبیاتی، منو هزار بار توی دانشکده دیده بود ولی نه به اسم ، سلام علیکداشتیم با هم، بهش گفتم هزینهشو تقدیم میکنم، ادبیاتم باید معمولی تر میبود، حالا هر چی، داشتم مکالمه کار میکردم هیچی یاد نگرفتم، رد دادم، میخواستم یه ویدیو هوش مصنوعی درست کنم انقد رفتم این ور اون ور نشد که سرم گیج میره، تاب خوردم تو این سایت و تون سایت ، اونایی که میگفتن هم باز نمیشد یا پولی بود، و واقعا خسته ام از هر چیو و همه چی، این اصلا اسمش زندگی کردن نیس، داشتم یه ویدیو میدیدم از مصاحبه تنها رییس جمهور مسلمونمون آقای بنی صدر:)) میگف شاه میلیاردها دلار پول از ایران خارج کرده بود تنها تونسته بودن سی و یک میلیاردشو با سند و اوراق ثابت کنن و قرار جلب بگیرن ولی شاه بلافاصله فهمید رفت مصر، میگف تمام بانک ها ورشکسته بودن ، شمس و فلانی و تیر و طایفه و خدموحشم هم آشو با جاش برده بودن، یادمه یه مستند تومنو تو دیده بودم میگف شاه سی میلیون برده بود پنجا پنجاه بین زن و خواهرش تقسیم شده بود، چه میدونم والا، وضع مالیم داغونه یاد دزدی بقیه افتادم ، این پولا بیصاحاب نبوده ، یه استاد داریم تو دانشکده چراغ اتاقشو روشن نمزاره میگه بیت الماله ،