نمیفهمم ، گیجم ، انگار از یه جا پرتم کرده باشن وسط یه بگیر و ببند، انگار که ما رو کشوندن لب پرتگاه و بهمون گفتن تا اینجا ما آوردیمت حالا این تویی که باید خودتو پرت کنی، یادم هست رکود اقتصادی که از امریکا شروع شد و یکی بکی کشورهای اروپایی رودر نوردید،شرایط فاجعه باربود، مردم زیادی بیکارشدن و دولت مجبور بود ماهیانه پولی برای تامین زندگی به حسابشون بریزه ، کریسمس اون سال خیلی ها حتی توانخرید هدیه رو نداشتن ، خیلی نگذشت که بالاخره دولت های باعرضه با شرف ومسولیت پذیر خودشون رو از بحران نجات دادن ، خدایا لطفا یه معجزه چون خیلی لازم داریم، همکلاسیم دیروز پیام داد که میخواد آخرای بهمن دفاع کنه البته اگه وضع کن فیکون نشه، به این دختره لحظه آخری پیام دادم درباره جریان فارغالتخصیلی بم گف که کارای اداریش تموم شده وگفتن برای مدرکش بره بخش دانش اموختگان ثبت نام کنم، واسه من جمیله خانوم کمپلیت گم و گور شد دست ما موند تو پوست گردو ، امروز یادم رفت زنگ بزنم پرس و جو کنم ، یه شونه تخم مرغ شده پونصد تومن دیروز خانم سخنگوی دولت توی مقنعه تنگ و ترش سورمه ایش اومد گفت قد پول دو تا شونه تخم مرغ کالا برگ میدیم برید باهاش زنده بمونین ، مقنعه اینو من میبینم حس خفگی بهم میده ، سریال افیس رو برای زبان شروع کردم