دیشب تا چهار بیدار بودم، سرم امروز به شدتدرد میکرد ومیکنه، نمیدونم شاید بهخاطربادی هست که از دریچه کولر به سرممیخوره، شاید از فشارمه، اینمدت خیلی شیرینی خوردم، شاید به خاطر فشار و استرس روزمرگی های زندگی باشه، تصمیمگرفتم پروژه نیمه تمام رنگ کردندیوارا رو ادامه بدم، بتونه زدم به سوراخ سمبه هاو ترک های دیوار ، به کندی پیش میره و منم به شدت وسواسی و آماتور، چه شود، ماست پروبیوتیک درست کردم ، الان داشتم روی ظرف ماست میخوندمنوشته در هر صدگرم یازده گرمموادخشک! اضافه شده، بقیه چیزاش چیزای عادی بود خامه شیر و پروبیوتیک، این مواد خشک! چیه؟ یعنی توی یه کیلو ماست صد گرم مواد خشک! اضافه شده، حدس میزنم نشاسته باشه ، برای بافتش میزنن حالت خامه ای میده به ماست و مزه خنثی داره ولی وقتی ماستومیخوری میفهمی داری یه چیز نشاسته ای میخوری ، عصری دو سه تا کتاب زبانو فلش کارت کردم، مطالعات میگه برا آدمهایی با وقت کم موثرترین روش یادگیری هست ، خدا کنه راست باشه، دیشب یه خبر خوندم حدود هش هزار بچه بی شناسنامه حاصل ازدواج موقت در قم شناسایی شدن ، چه میکنن طلبه های خارجی ، یه دونه ش هم گردن نگرفتن:)) از هر طرف میخوای به موضوع حمله ور بشی نمیشه بوی گوه میده ، به اصطلاح کرامت زن ایرانی ،هوا شده، بچه مچه نخونه ایشالا، این زنا که تکلیفشون مشخصه ، اون طفلای معصوم چه گناهی کردن، بچه بی شناسنامه طعمه خوبی برای باندهایی که بچه میخرن، یه تجارت پرسود بین المالی، از اینجا میفرستن ترکیه و بعد اوکراین واونورا یادم نمیاد هیچ وقت مثل الان دنیا در هم برهم بوده باشه، نمیشه خبر خوند ، از هر طرف همه چی پاچیده شده